چالش رسانه اي در افغانستان
در پي صدور دستور تعطيلي تلويزيون خصوصي "امروز" از طرف هيات وزيران افغانستان يك بحث جنجالي در اين كشور درباره تلويزيون هاي خصوصي به راه افتاده است
تاریخ انتشار : شنبه ۹ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۳۸
کد مطلب: 22054
 
چالش رسانه اي در افغانستان
 تلويزيون "امروز" به دليل دامن زدن به اختلافات مذهبي تعطيل شد. اين تلويزيون به وسيله يكي از نمايندگان مجلس ملي افغانستان به نام نجيب اله كابلي راه اندازي شده است و يكي از بين از يكصد تلويزيون خصوصي است كه در افغانستان بعد از سقوط طالبان و حضور ارتش هاي آمريكا و ناتو راه اندازي شده است. دستور شوراي وزيران درباره تعطيل كردن تلويزيون "امروز" با دو چالش روبرو شده است:
۱- واكنش منفي صاحبان رسانه ها كه آن را بدعتي مي دانند كه مي تواند عليه آنها تكرار شود و از همين زاويه آن را خلاف قانون ارزيابي كرده اند.
۲- طي نشدن روال قانوني از طريق مراجع رسمي دادگاه و يا وزارت فرهنگ.
 
نگاهي گذرا به وضعيت رسانه اي در افغانستان امروز از رسانه هاي شنيداري و يا ديداري حكايت از نوعي هرج و مرج دارد. شرايط سياسي كشور كمك كرده است كه آزادي مطبوعات و رسانه ها در سطح كم سابقه اي در افغانستان شكل بگيرد، به طوري كه با هيچ كدام از كشورهاي منطقه و دنياي اسلام قابل قياس نيست. البته اين وضعيت موافقان و مخالفان خاص خود را دارد. موافقان آن را بخش اجتناب ناپذير از توسعه افغانستان ارزيابي مي كنند و مخالفان نگران تأثيرات منفي آن بر جامعه سنتي كشورشان هستند. 

اگر اين نگراني را در ادبيات رايج تفسير كنيم مي توان از آن به نام تهاجم فرهنگي ياد كرد كه در بلند مدت مي تواند بر فرهنگ سنتي و ديني افغان ها تاثيرات خاص خود را بر جاي بگذارد، به ويژه شبكه هاي تلويزيوني كه تمايلات غربي دارند يا به هر دليلي توجه به فيلم ها و سريال هاي هندي كرده اند كهدر سطح وسيعي در جامعه نفوذ كرده و بيننده دارد. در عين حال موافقان و مخالفان گسترش شبكه هاي خصوصي تلويزيوني عمدتا حول دو محور، دو برداشت، و دو ديدگاه تمركز نسبي يافته اند: 

۱- علماي دني – جهادي
۲- روشنفكران سكولار 

ترديدي نيست كه از نظر علماي ديني و نيروهاي جهادي آزادي مطبوعات و رسانه ها با قيد اسلامي همراه است و اگر توجه داشته باشيم كه در افراطي ترين شكل هرگونه عكس ، فيلم و نمايش قطع نظر از شيوه ارائه، خلاف شرع تصور شده است، آن گاه به خوبي مي توان گفت در همين حدي كه علماي بزرگ ديني وجود تلويزيون و مطبوعات آزاد تر را تحمل كرده اند. پيشرفت بزرگي است و اگر نه تفكر طالباني اساسا هرگونه بهره گيري از رسانه ها را مردود مي دانند و نگاه كردن به تلويزيون را حرام شرعي ارزيابي مي كند.
 
از اين رو قابل درك است كه گسترش اين همه شبكه تلويزيون خصوصي و مطبوعات با مخالفت علماي سنتي و عموما سنت گراها روبرو شده باشد. تعطيلي تلويزيون "امروز" علي القاعده مي تواند حمايت بخش مهمي از همين طيف را به همراه داشته باشد. هر چند كه بدليل اتهام وارده به اين شبكه تلويزيوني حل يكپارچه موضوع، حمايتي نداشته باشد، زيرا كه اتهام وارده به "امروز" دامن زدن به فرقه گرايي و مشخصا موضع ضد شيعي و ضد ايراني آن بوده است. گزارش جهت دار درباره پناهجويان افغان در ايران ظاهرا مبناي تصميم به تعطيلي شبكه امروز از طرف شوراي وزيران بوده است ولي به نظر مي رسد كه موضوع عميق تر از اين باشد. 

ظن غالب در اين خصوص آن است كه چالش قدرت بين روشنفكران سكولار و علماي ديني بر سر بسياري از موضوعات در حال تشديد است. رسانه ها محل اعلام مواضع و روشنگري درباره مهم ترين موضوعات شده اند، منتها حقيقت آن است كه روشنفكران سكولار در اين چالش دست بالا يافته اند و علما به دليل ديدگاه هاي خاص محدود كننده اي كه وجود دارد نتوانسته اند خارج از روال سنتي تبليغ كه معمولا چهره به چهره و از طريق مساجد و نمازهاي جمعه و جماعات است وارد رسانه ها در سطحي شوند كه توجه عموم مردم را به ديدگاه هاي خود جلب نمايند.
 
در اين بين دولت حامد كرزاي در قانع سازي هر دو طرف چالش دچار مشكل شده است، بدين معنا كه از يك طرف از آزادي مطبوعات و رسانه ها حمايت مي كند و از طرف ديگر نگران پي آمدهاي منفي مسائل اختلاف برانگيز و دامن زدن به فرقه گرايي است، امري كه مي تواند پايگاه اجتماعي دولت را به شدت مخدوش كند و به روند آشتي ملي كه در نظر دارد آسيب هاي جدي وارد كند. در چنين فضايي واقعي دور زدن روال معمول و قانوني برخورد با يك شبكه تلويزيوني از طرف شوراي وزيران تا حدي قابل فهم مي شود. منتها بايد توجه داشت كه از اين طريق هم نمي توان به چالش اصلي به وجود آمده پاسخ مناسب داد و اين گونه تصميمات به خودي خود مي تواند بحث هاي حادتري را دامن بزند كه با اهداف اوليه دولت الزاما هم خواني نمي تواند داشته باشند. 

از طرف ديگر واقعيت هاي ديگري نيز وجود دارند كه براي صلح و ثبات افغانستان نهايت ضرورت را دارند و اگر دولت در مقابله با اين گونه واقعيت ها تعلل كند و به روال كند رسمي اكتفا كند ممكن است فرقه گرايي در سطح بالاتري از  سوي هر طرف پي گيري شود و اتحاد استراتژيك كنوني فرقه هاي مذهبي را مخدوش سازد. به ويژه آن كه در افغانستان فرقه گرايي مذهبي به سرعت مي تواند به فرقه گرايي قومي تبديل شود و از اين رو يكديگر را تقويت نمايند. در اين بين دو گروه مذهبي اهل سنت و اهل تشيعبر بنيان قومي نيز طبقه بندي شده اند، اهل سن  عمدتا پشتون و اهل تشيع عمدتا از قوميت هزاره هستند. مناسبات و نگاه بيروني اين دو واحد قومي و مذهبي متفاوت است. نگاه اهل سنت به كشورهاي سني مذهب و نگاه اهل تشيع به ايران  است. درست به همين دليل است كه فرقه گرايي اگر در افغانستان تحت كنترل درنيايد بالقوه مي تواند به رقابت هاي در سطح كلي تر جهان اسلام مبدل شود و آن ها را تقويت كند. 

در عين حال اگر تعطيلي تلويزيون امروز را قطع نظر از بحث قانوني آن طور كه موافقان مي دانند و يا غير قانوني آن طور كه صاحبان رسانه هاي و مخالفان آن عنوان كرده اند در نظر بگيريد موافقان و مخالفان در دو گروه قومي – مذهبي پشتون اهل سنت و هزاره شيعي مذهب برجسته تر به نظر خواهند آمد. اتفاقا همين امر مي تواند دستور شوراي وزيران را به درستي توجيه كند. زيرا كه دولت به طور طبيعي مي توانسته است نگران پي آمدهاي فرقه گرايانه آن باشد و ائتلافي راكه به سختي در دولت از همه اقوام و مذاهب به وجود آورده است در مخاطره احساس كرده باشد و تصميم فوري اتخاذ كند. تصميمي كه چالش برانگيز است و اگر به مجاري قانوني هدايت شود. احتمال عقب نشيني دولت را نمي توان به طور كلي ناديده گرفت. گذشته از اين، مناسبات دولت افغانستان با همسايگانش هم مي توانسته به محاسبات شوراي وزيران از نفش منفي تلويزيون "امروز" مطرح باشد. روشن است كه در درون ساختار قدرت كنوني در افغانستان نوعي مصالحه حساب شده اما شكننده وجود دارد و فرقه گرايي در هر شكلي وحدت ملي افغانستان را با مخاطره جدي روبرو خواهد كرد. 

ترديدي نيست كه در افغانستان امروز با وضعيت جنگ و ناآرامي ها ي سياسي و اجتماعي ديگر دامن زدن به فرقه گرايي مذهبي نمي تواند كمكي به صلح و ثبات در اين كشور بكند. رسانه ها اگر اين گونه ضرورت ها را به درستي درك كنند و يا بهر دليلي تن به آن ندهند نه تنها آينده فعاليت هاي خودشان را به خطر مي اندازند بلكه به چالش هاي قومي – مذهبي و ديدگاه ها سياسي – ايدئولوژيك دامن خواهند زد كه خلاف مصالح و منافع ملي كشور ارزيابي خواهد شد. در ارتباط با تعطيلي تلويزيون امروز يك بحث فرعي ديگري نيز شكل گرفته است و آن اين است كه آيا آزادي رسانه ها آن گونه كه در قانون اساسي مصوب لويا جرگه تضمين شده است، هيچ گونه محدوديتي را بر نمي تابد و يا نه اگر مخل امنيت ملي و مغايرباشرع اين قدرت را به دولت مي دهد تا با رسانه هاي متخلف برخورد كند.
 
در اين بحث نيز بين علماي سنت گراي و روشنفكران سكولار اختلاف نظر هاي جدي وجود دارد. برداشت هاي دو طرف از متن قانون متفاوت است و هر قوم برداشت و قرائت خاص خود را دارند. علما سنت گراي افغان در وسيع ترين حد ممكن چنين برداشت كرده اند تا هر اقدامي كه از نظر آنها باعث تضعيف و ايجاد شبهه در مباني فكري مسلمانان مي شودو هر اقدام و عملي كه زير بناي سنتي و فرهنگ بومي را مخدوش كند و باعث انحراف اخلاقي شود.  از نقطه نظر ايدئولوژيك با اسلام مخالف است و بايد جلوي آن گرفته شود. در چنين برداشت گسترده اي تقريبا موسيقي و فيلم هاي هندي مغابر قانون اساسي و اسلام تلقي شده است و مخالفت با آن عملي است هر چند تا در عمل اين گونه مخالفت باعث نشده است كه جلوي پخش فيلم هاي هندي و خارجي گرفته شود. 

در مقابل روشنفگران سكولار افغان برداست علماي سنت گرا را مخالف آزادي رسانه ها تصريح شده در قانون اساسي مي دانند و در عين حالي كه مي پذيرند رسانه ها نبايد وارد مسايلي شوند تا با فرهنگ ديني و سنتي افغان ها در تضاد قرار گيرند ولي در همين حال پخش فيلم و موسيقي هندي و غربي و يا حضور زنان بي حجاب در قالب مجري برنامه ها را مغاير با قانون اساسي ارزيابي نمي كنند. دولت با وضع دشوار هماهنگ كردن اين دو ديدگاه در رسانه ها و به خصوص تلويزيون هاي خصوصي روبروست كه به طور طبيعي تمايل به آزادي عمل بيشتري دارند و برداشت علماي سنت گراي را نمي توانند باعث پيشرفت در كار رسانه اي خود بيايند. با اين حال لااقل بعضي از آنها مواظب حساسيت ها هستند و نظير تلويزيون "امروز" آشكارا وارد مقوله هايي نمي شوند كه باعث تعطيلي و يا فشار زيادي بر برنامه هايشان شود. 

در هر حال در يك ارزايابي مقدماتي از وضع رسانه هاي ديداري و شنيداري در افغانستان مي توان گفت كه تجربه جديدي از گسترش رسانه اي و بي سابقه در تاريخ معاصر افغانستان در جريان است و اگر بخواهيم نمونه اي تاريخي براي آن در نظر بگيريم شايد دوران امان اله خان و ورود جدي تر مطبوعات به وسيله پدر زن روشنفكر وي كه از تركيه بازگشته بود و تلاش كرد مطبوعات آزاد در افغانستان شكل بگيرند، قابل قياس باشد، آن هم  در به راه افتادن اصل بحث و محدوده آزادي و نه تنوع و تعداد رسانه ها كه افغانستان امروز از بسياري از كشورهاي ديگر اسلامي متفاوت تر به نظر مي رسد. 

پير محمد ملازهي
Share/Save/Bookmark
کلمات کليدی: آزادي مطبوعات، افغانستان،علما، سنتگرايان،سكولارها،شبكه امروز، شوراي وزيران