معرفی مقالۀ «آموزه های دیپلماسی اسلامی برای جهان عاری از خشونت»
در دیپلماسی اسلامی اصالت نه با جنگ اسـت و نه با صلح، زیرا هر دو پدیده ریشـه در طبیعت انسان و جوامع بشری دارد و از آنها گریزی نیست اما با توجه به هدف و آرمان نهایی اسلام که همانا سعادت همه جوامع بشری در جهانی آکنـده از صلح و عدالت است، صلح طلبی به قاعده اصلی دیپلماسی اسلامی تبدیل شده و جنگ و خشونت حالتی استثنایی و از باب ضرورت به خود می گیرد.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۵۹
کد مطلب: 287521
 
مقالۀ محمد کمالی زاده تحت عنوان «آموزه های دیپلماسی اسلامی برای جهان عاری از خشونت» در فصلنامه «اندیشه سیاسی در اسلام» در پاییز 1395 به چاپ رسیده است. نویسنده در این مقاله سعی کرده است با استفاده از تجزیه و تحلیل داده ها به صورت توصیفی-تحلیلی با رویکردی تاریخی و با استناد به آیات و روایات اسلامی به بررسی مؤلفه های دیپلماسی اسلامی از درون متون دینی و سنت پیامبر اکرم (ص) بپردازد.

در دیپلماسی اسلامی آن گونه که از آیات و روایات و نیز سیره پیامبر اکرم (ص) بـر می آید، اصالت نه با جنگ اسـت و نه با صلح، زیرا هر دو پدیده ریشـه در طبیعت انسان و جوامع بشری دارد و از آنها گریزی نیست اما با توجه به هدف و آرمان نهایی اسلام که همانا سعادت همه جوامع بشری در جهانی آکنـده از صلح و عدالت است، صلح طلبی به قاعده اصلی دیپلماسی اسلامی تبدیل شده و جنگ و خشونت حالتی استثنایی و از باب ضرورت به خود می گیرد. به گواهی اســناد و مدارک تاریخی و به اذعان عده زیادی از مستشــرقان و نویسندگان مسلمان، دولت اسلامی از بدو تولد، دیپلماسی صلح آمیز را جایگزین جنگ کرد و برای تنفیذ و اجرای سیاست خارجی و تعقیب اهداف خویش شیوه های مسالمت جویانه و انسانی برگزید.

نویسنده مقاله در بخش تعریف مفاهیم در مورد دیپلماسی می نویسد دیپلماسـی را می توان به عنوان فن اداره سیاست خارجی و یا تنظیم روابط بین المللی و همچنین حل و فصل اختالفات بین المللی از طریق مسالمت آمیز، تعریف و توصیف کرد. و سپس می گوید منظور از دیپلماسی پیامبر اسلام (ص)، مجموعه فعالیت هایی است که آن حضرت به عنوان رئیس حکومت، و نمایندگان و سفرای منتخب او در راه نیل به مقاصد و ادای وظایف سیاسی دولت اسلامی و تحقق بخشیدن به خط مشی های کلی اسلام در زمینه سیاست خارجی و همچنین پاسداری از حقوق و منافع دولت اسلامی در میان قبایل وگروه های دینی و دولت های غیر مسلمان در خارج از قلمرو حکومت اسلامی، انجام می داده اند.

نویسنده از بحث چنین نتیجه می گیرد که به طور کلی، اسلام در روابط خارجی؛ صلح را قاعده و اصلی همیشگی و جنگ را استثنائی محدود به حالات ضروری و خاص می داند. اســلام برای صلح و آرامش، به حوزه های مختلف توجه نموده و می کوشد تا برای استقرار آن راهکارهائی عینی و منطبق با نیازهای انسانی عرضه کند.

نویسنده سپس در بخشی تحت عنوان «دیپلماسی در تاریخ سیاسی اسلام» می نویسد: «با نگاهی به واقعیت های تاریخی می توان با تأکید اظهار داشت که روابط دیپلماتیک در اسلام از ابتداي ظهور اسلام وجود داشته و پیامبر براي تبلیغ رسالت خود در عربستان و سایر نقاط از آن استفاده کرده است. نخستین قوانین مربوط به روابط صلح آمیز و مسالمت جویانه با دیگر اقوام و قبیله ها، در متن صحیفه النبی یا قانون اساسی مدینه آمده است. در این پیمان روابط مسلمانان با یهودیان، بر اصل احترام متقابل، آزادی در عقاید و آداب و سنن، عدم تعرض بر همدیگر، عدم همپیمانی با دشمنان یکدیگر، و بالاخره همکاری با طرف های قرارداد در صورت مورد حمله قرار گرفتن، استوار گردیده بود.

به گواهی اسناد و مدارک تاریخی و به اذعان عده زیادی از مستشرقان و نویسندگان مسلمان، دولت اسلامی از بدو تولد، روش مسالمتآمیز و دیپلماسی را جایگزین جنگ کرد و برای تنفیذ و اجرای سیاست خارجی و تعقیب اهداف خویش شیوه های انسانی و مساعدی برگزید. گفته های حکیمانه پیامبر(ص) در مورد مصونیت سفیران، هم چنین نامه ها و معاهده هایی که با امپراتوری ها و دولتهای قبیله ای عربســتان امضا کرده اند، می تواند موید و روشنگر این مطلب باشد. برخی از نویسندگان، مجموع پیمان ها، نامه ها، معاهده های صلح و امان نامه های ارســالی حضرت برای ســران را دویست و چهل و شش مورد ذکر می کنند که نشان پویایی و بالندگی دولت پیامبر (ص) در عرصه روابط خارجی است.

کمالی زاده در بخش دیگری از مقاله تحت عنوان «دعوت؛ راهبرد حاکم بر دیپلماسی اسلامی» می نویسد راهبرد «دعوت» که مبتنی بر رسالت الهی پیامبر اسلام بود، رکن اصلی سیاست خارجی صلح محور نبوی را تشکیل می دهد. در آیات متعدد قرآن کریم، دعوت به عنوان یکي از اصول اساسي مورد توجه و تأکید است و خداوند متعال پیامبر اسلام را به این اصل فرا می خواند.

با رجوع به سیره سیاسی پیامبر اکرم (ص) موارد فراوانی از تقدم دعوت صلح آمیز بر رفتارهای خشونت آمیز را شاهد هستیم. سیره های تاریخی نشان می دهند که اصولاً رفتار سیاسي پیامبر در سیاست خارجي مبتني بر دعوت بوده و این شیوه رفتار در آغاز رسالت و پس از مهاجرت به مدینه و تشــکیل حکومت اسلامي نیز ادامه داشته است. این دعوت مبتنی بر تاکید بر نقاط مشترک بوده است. نقاط مشترکی که می تواند برخلاف نقاط افتراق، مبنایی برای هر نوع تعامل و تفاهم صلحآمیز و بدور از خشونت قلمداد شود.

آن گونه که از دیدگاه صاحب نظران بر می آید، اگر دعوت را هدف اصلی دیپلماسی اسلامی بدانیم، جهاد تنها در قالب یکی از ابزارهای تحقق این هدف معنا می یابد. این واقعیت که در تاریخ دولت های اســلامی، مسلمانان براي دعوت ســرانجام به جهاد متوسل شدند ناشي از این حقیقت است که در آن روزگار تبلیغ اسلام بدون اجازه پادشاهان در یک سرزمین ممکن نبود و شاهان نیز براي حفظ قدرت و سلطنت خود مي کوشیدند کـه از پذیرش دعوت اسلام اجتناب نمایند. بر همین اســاس است که در نامه هاي پیامبر اسلام (ص)  به کسري، قیصر و سایر سران دولت هاي کفر، پیامبر به آنان توجه داده است که در صورت ممانعت از پذیرش دین اسلام، گناه رعیت نیز به دوش آنان خواهد بود.

نویسنده سپس در بخش دیگری تحت عنوان «صلح طلبی؛ نتیجه راهبرد دعوت» می نویسد  هنگامی که اصل دعوت به عنوان راهبرد کلان اســلام برای توســعه و گسترش دین مطرح می شـود، صلح طلبی از الزامات قطعی آن اســت. توصیه هایی که در قرآن به پیامبر اسلام (ص) درباره الزامات دعوت شده است نشان دهنده ماهیت غیرالزام آور و مسالمت جویانه دعوت اسلامی است. قرآن کریم به صراحت هر گونه اعمال اجبار و خشونت برای پذیرش اسلام را مردود اعلام می کند. بنابراین همانطور که شلتوت می گوید شــریعت مقدس اسلام، جنگ و جهاد را به عنوان یک ضرورت و آخرین راه چاره پذیرفته و در اسلام دعوت مقدم بر جهاد است وجهاد بي دعوت مجاز نیست.

از دیدگاه نویسنده مقاله از جمله لوازم تحقق اصل دعوت در پرتو صلح محوری التزام به روش های متناســب با این اصل است. از جمله این روش ها می توان از مذاکره و حکمیت نام برد که متضمن پذیرش برخی قواعد در حوزه دیپلماسی از جمله شناسایی طرف مقابل و احترام به او و مهمتر از همه ابراز تعهد به قراردادها و پیمان ها است. در سیره سیاسی پیامبر اکرم (ص) موارد متعددی از تاسی به این روش ها و الزامات و قواعد همراه آن به چشــم می خورد که به عنوان مثال از مذاکرات حضرت با هیئت نمایندگی یثرب در موسم حج در سال های قبل از هجرت می توان یاد کرد که بعدها زمینه های بیعت طوایف اوس و خزرج با حضرت را در عقبه اول و دوم فراهم ساخت.

نویسنده سپس با طرح عنوان «تألیف قلوب؛ ابتکار صلح طلبانه دیپلماسی اسلامی» می نویسد در بسیاری از متون اسلامی از تألیف قلوب به عنوان ابزار اقتصادی دیپلماسی اسلامی یاد شده است. ابزاری که با ماهیت صلح طلبانه، نقش موثری در پیشبرد اهداف دعوت اسلامی ایفا کرده است. برای نمونه، امام خمینی (ره) تألیف قلوب را شامل کفار و مسلمانان دانسته و تصریح می کنند این سهم در عصر حاضر نیز ساقط نشــده است. از این رو، می توان سهمی از زکات را برای جذب کفار و تقویت اعتقادات مسلمانان ضعیف العقیده هزینه کرد.

نویسندۀ مقاله در جمع بندی و نتیجه گیری خود می نویسد: تاکید بر آموزه های صلح آمیز در اندیشــه سیاسی اسلام، علاوه بر وجه سلبی آن در نفی ایده های خشونت آمیز دینی، در وجه ایجابی می تواند در ترسیم پارادایم حاکم بر دیپلماسی دولت اسلامی موثر باشد. دولت اسلامی هم در عرصه تبیین اصول سیاست خارجی خود و هم در زمینه راهبردها و روش های حاکم بر دیپلماسی خارجی می تواند مبانی صلح آمیز دیپلماسی اسلامی را متضمن عملکرد تعامل جویانه خود با جهان خارج سازد. دیپلماسی دولت اسلامی بر مبنای چنین چارچوبی، اصولا یک دیپلماسی تعامل گرا، گفتگو محور و صلح طلبانه خواهد بود.

اما آموزه های صلح محور اندیشه سیاسی اسلامی می تواند از حوزه دیپلماسی دولت های اسلامی فراتر رفته و در حوزه تعاملات و روابط بین المللی موید بسیاری از قوانین بشردوستانه و صلح طلبانه کنونی و حتی مبدع برخی رویکردهای صلح طلبانه دینی باشد. این آموزه ها مخصوصاً از آنجا که از مبنایی اسلامی ریشه می گیرند می تواند در تقابل با تصویر خشونت آمیز القاء شــده از ســوی جریان ها و تفکرات افراط گرای اسلامی، زمینه های حذف و انزوای هر نوع منش و روش خشونت آمیز در لوای دین را فراهم آورده و مقدمه ای برای حرکت به سمت جهان عاری از خشونت باشند.

منبع مقاله: کمالی زاده، محمد، آموزه های دیپلماسی اسلامی برای جهان عاری از خشونت، فصصلنامه اندیشه سیاسی در اسلام، پاییز 1395، شماره 3، ص ص 87-113.
Share/Save/Bookmark