دولت های ورشکسته و تروریسم بی وطن در خاورمیانه
آرمینا آرم، دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات تهران
اندیشه های افراط گرایی امروزه از مهم ترین عامل تهدید کننده صلح و امنیت بین المللی در سطح جهان و خاورمیانه به حساب می آید. این مسئله نه تنها مرزی نمی شناسد بلکه با توجه به این که قابلیت محدود شدن در سرزمین مشخصی را ندارد و غیر قابل پیش بینی و کنترل است، هرگوشه از جهان می تواند به صورت بالقوه هدف عملیات تروریستی قرار بگیرد. بنابراین شناخت ریشه ها و دلایل ظهور این پدیده و ماهیت آن به یکی از اصلی ترین دغدغه های اندیشمندان علوم سیاسی و روابط بین الملل تبدیل شده است.
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۳۶
کد مطلب: 287855
 
درباره خاورمیانه گفته‌شده که همواره آبستن حوادث بسیاری بوده است و گمشده این منطقه از سال ها و اعصار پیشین، ثبات و نهادمندی قوی بوده است. فروپاشی عثمانی در انتهای جنگ جهانی اول، قرارداد سایس – پیکو، مناقشه اعراب و اسرائیل، اشغال افغانستان توسط شوروی، جنگهای اول و دوم خلیج فارس و سپس حضور نیروهای آمریکایی و اروپایی در افغانستان و عراق و اخیراً نیز سوریه (تحت لوای ائتلاف ضد داعش) همه و همه تجسم بی‌ثباتی‌ها و تحولات غیرقابل پیش‌بینی خاورمیانه بوده است.

از سوی دیگر تروریسم و اندیشه های افراط گرایی امروزه از مهم ترین عامل تهدید کننده صلح و امنیت بین المللی در سطح جهان و خاورمیانه به حساب می آید. این مسئله نه تنها مرزی نمی شناسد بلکه با توجه به این که قابلیت محدود شدن در سرزمین مشخصی را ندارد و غیر قابل پیش بینی و کنترل است، هرگوشه از جهان می تواند به صورت بالقوه هدف عملیات تروریستی قرار بگیرد. بنابراین شناخت ریشه ها و دلایل ظهور این پدیده و ماهیت آن به یکی از اصلی ترین دغدغه های اندیشمندان علوم سیاسی و روابط بین الملل تبدیل شده است.

در همین راستا منطقه خاورمیانه به عنوان مرکز ظهور و شکل گیری تروریسم همواره از جایگاه برجسته ای
 برخوردار بوده است. در واقع این پرسش که چه عواملی سبب شده تا خاورمیانه که مهد تمدن باستانی بشریت بوده است تبدیل به مرکزی برای رشد و گسترش اندیشه های افراط گرایی و تروریستی شود، ذهن بسیاری را به خود درگیر کرده است.

گرایش به اندیشه های افراط گرایی و تروریسم در میان مردمان کشورهای خاورمیانه را نمی‌توان تنها به یک عامل خاص نسبت داد بلکه زمینه ها و بسترهای مختلفی در شکل گیری و تداوم افراط گرایی در میان مردم و کشورهای خاورمیانه تاثیرگذار بوده است. عوامل مختلف مانند حضور قدرت های بزرگ بین المللی در منطقه و تلاش آنها برای دامن زدن به اختلافات مذهبی و شکاف های قومیتی موجود، رژیم های غیر دموکراتیک و اقتدارگرا، دولت های فاسد و وابسته، عوامل اقتصادی مانند فقر، بیکاری و اختلاف شدید طبقاطی، عوامل اجتماعی از قبیل بحران های هویتی، محرومیت، تبعیض و بی سوادی و در نهایت برداشت های خاص از مذهب (فرقه حنبلی، وهابیت). به عبارت دیگر مجموعه عوامل ذکر شده در شکل گیری و تداوم این پدیده تاثیر گذار بوده است.

دولت های شکست خورده

در این میان یکی از مهم ترین عواملی که سبب ظهور تروریسم در این منطقه شده است مسئله دولت های ورشکسته (failed states) می باشد. شرایط اجتماعی و اقتصادي موجود در برخی کشورها و وجود دولت هاي ضعیف و ناتوان در برقراري امنیت و کنترل سرزمین هاي خود، محیطی مساعد براي رشد گروه هاي تروریستی به وجود آورده است. عبارت دولت ورشکسته اولین با توسط جرالد هلمن و استیون راتنر در سال 1992 به عرصه روابط بین الملل راه یافت. البته سابقه استفاده از این عبارت در فضای آکادمیک به سال های بعد از جنگ جهانی دوم باز می گردد.

دولت های ورشکسته یا ناکارآمد به دولت هایی گفته می شود که در کل توانایی حفاظت از مرزهای کشور و تامین امنیت و نیاز های شهروندان خود را ندارند و نمی توانند حداقل شرایط مدني مانند صلح، نظم و امنيت داخلي را تضمين کنند. دولت ورشکسته دولتي است که مستعد بحران در یک یا چند زیر مجموعه خود است. به عبارتي چنين دولتي نسبت به شوک هاي داخلي و خارجي یا بحران هاي داخلي یا بين المللي به شدت آسيب پذیر است. این دولت ها با مشکلات داخلي جدي روبه رو هستند که انسجام و پيوستگی آنها را تهدید مي کند یا چالش هاي داخلي مهمي براي نظم سياسي دارند.

دولت هاي ورشکسته را با ویژگي هاي مشترکي شناسایي مي کنند که عبارتند از افزایش سطح خشونت هاي سياسي و جنایي؛ فقدان کنترل بر مرزها؛ تنش هاي قومي، زیاني، مذهبي و فرهنگي؛ ساختارهاي ارتباطي و حمل و نقل ضعيف؛ اقتصاد ضعيف و سطوح پایين توليد ناخالص داخلي؛ سطوح بالای فساد در سیستم دولتی؛ نظام سلامت ضعيف همراه با نرخ بالای مرگ ومير و کاهش اميد به زندگي و فرصت هاي آموزشي محدود.

از سوی دیگر ناتوانی مردم و سیاستمداران منطقه در تأسیس دولت‌های مرکزی قدرتمند نیز این روزها مزید بر علت شده و فضا را برای تاخت‌وتاز هرچه بیشتر گروه‌های سلفی همچون دولت اسلامی فراهم ساخته است. اگرچه دوره‌ای از زیست کشورهای خاورمیانه‌ای دولت‌های اقتدارگرا و میلیتاریستی و لویاتانی را به خود دید که از حیث نفوذپذیری و مشارکت مردمی غیرمنعطف بودند و در آن‌ها نظامیان قدرت را در اختیار گرفته بودند (صدام حسین در عراق و حافظ اسد در سوریه) اما در 20 سال گذشته شاخصه‌های ثبات در خاورمیانه به شدت تنزل کرده و بسیاری از دولت‌های عربی خاورمیانه به ورطه دولت‌های شکننده و ناکام افتاده اند. سوریه، عراق، افغانستان، یمن و لیبی که در سال های اخیر مأمن اصلی گروه دولت اسلامی به شمار می‌آیند بر طبق گزارش‌های بنیاد غیردولتی صلح در سال 2016 همگی در بین 25 کشور اول جهان ازنظر شکنندگی دولتی قرار دارند؛ پر واضح است که وضعیت سوریه و عراق به‌عنوان کانون مرکزی فعالیت‌های داعش از همه دیگر کشورها بدتر است و به ترتیب ششم و یازدهم جهان ازنظر شاخصه‌های شکنندگی دولت قرار دارند. شاخص شکنندگی از مجموع چندین معیار حاصل می‌شود که میزان موفقیت و شکست دولت‌ها در زمینه‌های مختلفی همچون «حاکمیت مؤثر سرزمینی»، «توسعه» و «مسائل حقوق بشری» را مورد سنجش قرار می‌دهد: مهم‌ترین معیارهای این شاخصه جهانی عبارتند از: «فشارهای جمعیتی»، «پناهجویان و افراد فاقد سکونتگاه امن»، «شکایات گروهی»، «حقوق بشر»، «توسعه نامتوازن»، «فقر و ضعف اقتصادی»، «مشروعیت»، «خدمات عمومی»، «بازره های امنیتی»، «فرقه‌گرایی در بین نخبگان» و «مداخلات خارجی» دولت سوریه در سال 2015 در بین 5 کشوری قرارگرفته که بیشترین میزان افت را در مورد شاخص شکنندگی تجربه کرده اند، از سوی دیگر عراق نیز که در سال 2015 توانسته بود یک پله وضعیت خود را بهبود دهد، تا میانه سال 2016 بار دیگر به رده یازدهم جهانی تنزل کرده است.

شرایط فوق به همراه وجود نارضایتی از جانب شهروندان زمینه بروز اندیشه های افراطی و اعتراضی را مهیا می کند بنابراین اقدامات تروریستي نه تنها در این کشورها بسيار زیاد است بلکه کشورهای دیگر از جمله کشورهای غربی و یا حتی همجوار را هم تهدید می کند، به گونه اي که هشت کشوري که در سال 2014 بالاترین ميزان اقدامات تروریستي در جهان را داشتند، اغلب ویژگي هاي دولت های ورشکسته را دارند. همان طوری که مشخص است دولت در این کشورها حتي توان انجام وظيفه اوليه ي خود یعني تامين امنيت شهروندان را ندارد. با توجه به دنياي جهاني شده چنين دولت هایي نه قادر هستند که ملت خود را به سطحي از توانایي ها برسانند که همسو با تحولات جهاني شوند و نه قادر به انتقال مسالمت آميز این تحولات به داخل جوامع خود هستند.

با توجه به مطالب فوق ما شاهد هستیم که بیشتر کشورهای خاورمیانه دارای دولت های ورشکسته هستند که روند دولت- ملت سازی در درون این کشورها نه تنها به درستی و از طریق مسیر طبیعی و تاریخی طی نشده است بلکه پروژه دولت- ملت سازی اغلب با اجبار و تحت تاثیر عوامل و دخالت های بیرونی بوده است.

در واقع ملت، گروهی از مردم هستند که براي مدت طولانی در یک سرزمین زندگی می کنند و یک قدرت فائقه بر آنها تسلط و حاکمیت یافته است که از مجموعه اي از عناصر ترکیب یافته است که با هم و در کنار هم یک کلیت واحد به نام دولت- ملت را تشکیل می دهند. بنابراین دولت مدرن محصول فرآیند طبیعی دولت- ملت سازي است که در مسیر تاریخی-جامعه شناختی ابتدا در جوامع اروپایی شکل گرفته و سپس به سایر نقاط جهان گسترش یافته است. امری که در اکثر کشورهای خاورمیانه که زمانی طولانی به صورت مستعمره قدرت های بزرگ اداره می شدند، رخ نداده است. در حال حاضر نمونه بارز این شرایط کشور عراق است که از سه گروه شیعه، سنی و کرد تشکیل شده است اما هیچ یک از این گروه ها هویت خود را در قالب یک ملت تعریف نکرده اند بلکه همواره همواره گرایش های گریز از مرکز داشته اند.

از طرف دیگر دولت در بیشتر جوامع جهان سوم منشأ بومی ندارد بلکه پروسه دولت- ملت سازی در کشورها نتیجه یک پروژه از بالا به پایین بوده است. در این جوامع، نهادهاي سياسي در یک فرآیند طولاني و ناشي از اجماع ملت شکل نگرفته است، بلکه حاصل سياست هاي استعماري یا اعمال دیکتاتوري بوده است بنابراین این دولت ها با بحران هویت ملي نیز مواجه هستند. از این رو در تاریخ سیاسی و اجتماعی اکثر کشورهای خاورمیانه روند ملت- دولت سازي به امري ناتمام و ناقص تبدیل شده است که همین مسئله سبب شده تا ثبات و امنیت سیاسی و اجتماعی در این کشورها به خطر بیفتد و زمینه برای ظهور و رشد اندیشه های افراطی به عنوان راهی برای مقابله با بحران هویت و سرکوب اجتماعی فراهم شود.

تبعيض های اقتصادي و سياسي هم که بیشتر کشورهایی که دولت های ورشکسته دارند با آن مواجه هستند مي تواند زمينه و بستري  براي رشد رفتارهاي پرخاش گرايانه و افكار راديكال در میان افراد جامعه به وجود آورد كه در نهايت منجر به ايجاد اندیشه های افراطی و سازمان هاي تروريستي می شود. افرادی که توسط دولت های اقتدارگرا و فاسد به حاشیه اجتماع رانده می شوند و امكان ابراز عقايد و خواسته هاي خـود در جامعه را پیدا نمی کنند به تدریج به دنبال راهی برای ابراز خواست های فروخورده خود می روند و اغلب جذب گروه های تروریستی می شوند.

تروریسم بی‌وطن

از سوی دیگر در حالی که گروه‌های تروریستی نظیر طالبان، از آغاز اعلام کرده بودند که تنها افغانستان را میدان فعالیت خود می‌دانند، تروریست‌های تکفیری جدید که در گروه‌هایی همچون القاعده و داعش گرد آمده‌اند همواره بر بی‌وطن بودن خود تأکید می‌کنند و معتقدند سراسر کشورهای اسلامی عرصه فعالیت آن‌ها است. در این راه برهم زدن ثبات و امنیت در کشورهای مختلف برای تضعیف دولت‌های مرکزی از جمله اهداف همیشگی آن‌ها بوده است.

از سوی دیگر با تحت فشار قرار گرفتن داعش در سوریه و عراق و تداوم شکست‌های متوالی این جریان تروریستی، از چندی پیش سران داعش تصمیم به انتقال مرکز فرماندهی خود به دو کشور افغانستان و لیبی گرفته اند و حملات تروریستی اخیر در افغانستان نیز در همین راستا ارزیابی ‌می‌شود. از سوی دیگر داعش همواره نشان داده که از جنگ رودر رو و تمام عیار با ارتش‌های کلاسیک استقبال نمی‌کند و تنها در صورت صورت‌بندی جنگ‌ها به‌صورت نبرد‌های نامتقارن و ایذایی توان مقاومت دارد.

 در اکثر کشورهای خاورمیانه تنش های قومی و مذهبی حل نشده ای وجود دارد که سبب شده تا فرایند دولت سازی جای ملت سازی بگیرد. این مسئله در کنار اختلافات ارضی و مرزی که ناشی از مرزهای تحمیلی قرارداد سایکس- پیکو می باشد، به اختلافات موجود دامن زده و زمینه سرخوردگی اجتماعی را بیش از پبش فراهم می سازد. بحران هویتی که در نتیجه سیاست های غلط اجتماعی به وجود آمده است یکی از اصلی ترین دلایل گرایش افراد به حاشیه رانده شده به سوی گروه های افراطی می باشد. در واقع افراد در این جوامع راه رهایی را در ایدئولوژی جستجو می کنند.

در پايان از بحث هاي ارایه شده  چنین  نتيجه گرفته می شود  که در کشورهایی با دولت ورشکسته زمینه مساعدی برای رشد و گسترش افراط گرایی و تروریسم وجود دارد. دلیل این امر فقدان مشروعیت دولت، فقدان کنترل بر مرزها، ناکارامدي و عدم وجود قوانین لازم، وضع بد اقتصادي شهروندان، عدم حمایت از تجارت افراد و عدم کنترل اجتماعی لازم از طریق سیستم قضایی کارآمد است. تمامی این عوامل در کنار بحران هویت و حضور قدرت های بزرگ در منطقه سبب شده است تا خاورمیانه علیرغم تاریخ و تمدن شگرف وکهن به عنوان مهد ظهور و کانون اندیشه های افراط گرایی اسلامی و تروریسم بین المللی مورد توجه جهانیان قرار بگیرد.

منابع:

1- Fragile State Index 2016
2- نصری، قدیر ، «خشونت‌ورزی در دکترین داعش: نقد سه نظریه و طرح یک نظر»، داعش حقیقی و حقیقت داعش، 1395، تهران، 87- 106، پژوهشکده مطالعات کاربردی قلم.
3- Gerald B. Helman, & Steven R. Ratner (1992) "Saving Failed States", Foreign Policy, No. 89 ,Winter , 3.
Share/Save/Bookmark