اهمیت و احکام «هجرت» در اندیشه داعش: روایتی با استناد بر کتاب «فقه الدماء» (بخش دوم)
نویسنده: قدیر نصری، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی تهران
در نوشتار حاضر پس از توضیح معنا و اهمیت هجرت در دکترین داعش، به شرح احکام آن می‌پردازیم و برای این منظور به یکی از منابع فکری گروه های سلفی تکفیری یعنی کتاب «رسائل من فقه الجهاد» نوشته ابوعبدالله مهاجر رجوع مکرر خواهیم داشت، تا از زبان یکی از رهنامه‌نویسان این قبیل گروه ها، احکام هجرت را روایت کنیم.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۲۵
کد مطلب: 287535
 
مقدمه

در بخش نخست این مقاله، معنا و اهمیت هجرت توضیح داده شد و گفتیم که دلایل توجه به هجرت و فراخواندن مسلمانان معتقد از اقصی نقاط جهان، دو دلیل مهم دارد: احتیاج استراتژیک و ابتکار استراتژیک. و همین طور، اهمیت هجرت مجاهدین به قلمرو خلافت اسلامی را در قالب شش عبارت زیر خلاصه نمودیم:

1) جهانی کردن یک تعهد فعال دینی
2) جذب فوری، عملی و علنی سه خوشه مغضوب در عالم: جهادیون، انتقام‌جویان و معتقدین 
3)  تولید اضطراب، ترس و بی‌اعتمادی بین دولت – جوامع اسلامی
4)  انتقال ثروت، تجربه، اطلاعات و فن‌آوری به اردوی داعش
5)  اقناع بومیان و ساکنان اولیه قلمرو خلافت
6) ایجاد فاصله و تولید تخاصم بین مسلمانان – مسیحیان در کشورهای غربی

در باب ریشه‌ها و شیوه‌های عضویت مسلمانان اروپا در گروه‌هایی مانند القاعده و داعش، متن‌های چشمگیری تولید شده اما آن چه به موضوع این نوشتار مربوط می‌شود این است که با مهاجرت جوانان مسلمان به قلمرو داعش، و نیز با انجام عملیات‌های انتحاری از سوی داعش در خیابان‌های فرانسه (میزبان حدود 5 میلیون مسلمان)، یک اتفاق اساسی رخ می‌دهد و آن این که اندک اندک بین جامعه مسلمانان مقیم غرب و مسیحیان، فاصله فکری و نفرت پنهان تولید می‌شود و شعله‌ور شدن زبانه‌های این آتش، بیش از هر کسی، دنیای تاریک داعش را روشن می‌کند. همان گونه که در فقه‌الدماء (ص ص 18 تا 23) تصریح می‌شود، مسلمانی که در دارالکفر زندگی می‌کند و با آنها حشر و نشر دارد، مانند کفار می‌شود و دیگر مسلمان نیست. 

با این روایت، به نظر می‌رسد اکنون مجال آن رسیده که به احکام هجرت بپردازیم. 

احکام هجرت 

مطابق کتاب ابوعبدالله مهاجر در باب «دارالحرب» (فصل اول از کتاب رسائل من فقه الجهاد یا فقه الدماء)، هجرت احکامی دارد و مهاجر باید ملتزم به آنها باشد. المهاجر با استناد به آیات، روایات و تفاسیر متعدد، مسلمانان مقیم در جاهایی که احکام اسلام در آنها رعایت نمی‌شود، را دعوت به هجرت به قلمرو خلافت می‌کند. مطلع و آغاز بحث وی در این کتاب تأکید بر آیه‌ی 72 سوره مبارکه انفال است که در آن خداوند چنین فرموده است:

«کسانی که ایمان آورده و هجرت کرده‌اند و در راه خدا با جان و مال خود جهاد نموده‌اند و کسانی که مهاجران را پناه داده‌اند و یاری کرده‌اند، آنان یاران یکدیگرند، و کسانی که ایمان آورده‌اند ولی مهاجرت نکرده‌اند هیچ‌گونه خویشاوندی با دین شما ندارند مگر آن که در راه خدا هجرت کنند و اگر در کار دین از شما یاری جویند، یاری آنان بر شما واجب است. مگر بر علیه گروهی باشد که میان آنان و شما پیمانی منعقد شده باشد و خداوند به آن چه انجام می‌دهید بیناست.»

نویسنده کتاب فقه‌الدماء برای کشف مقصود و مصادیق این آیه، انبوهی از تفاسیر و وقایع را ذکر می‌کند تا جوازی دینی – الاهی برای ضرورت هجرت مسلمانان جهان برای یاری امثال داعش استخراج کند. خلاصه سخن در خصوص احکام هجرت را می‌توان به قرار زیر تبیین نمود:

حکم اول: دار الحرب، دارالأسلام و دارالعهد

طبق توضیح ابوعبدالله مهاجر و بسیاری دیگر از فقهای مسلما ، جهان به سه قلمرو متمایز تقسیم می شود: دارالحرب یا دارالکفر که در آن احکام اسلامی تعطیل است و به جای آن موازینی تحت عنوان قانون اجرا و اعمال می‌شود، دارالأسلام که در آن احکام و شریعت اسلامی ساری و جاری است و بالاخره دارالعهد که طی میثاقی با دارالأسلام، پذیرفته است که در ازای آسیب نرساندن به مسلمانان و احترام به احکام اسلامی، در امن و صلح باشد. گفتنی است کسانی که اهل ذمه (غیرمسلمانان اهل کتاب که در قبال امنیت، جزیه می‌پردازند) یا اهل هدنه (کفاری که طی قراری مشخص و برای مدتی معین، در شرایط آتش‌بس و متارکه جنگ یا آرامش موقت با مسلمانان به سر می‌برند) هستند در زمره دارالعهد هستند نه دارالحرب. بر این اساس اگر بین مسلمانان و ساکنان کافر در قلمرو همجوار یا داخل جامعه اسلامی عهدی وجود داشته باشد، آن قلمرو را نمی‌توان دارالکفر به شمار آورد. برخورد خونین گروه داعش با ایزدی‌های ساکن شنگال، با استناد به این حکم صورت گرفت: ایزدیان در قاموس داعش، کافر بودند و اهل کتاب نبودند تا جزیه پرداخت کنند و امنیت به دست آورند. بر همین اساس بود که داعش، مردان ایزدی را تیرباران، اموالشان را مصادره و زنان و دخترانشان را به عنوان کنیز و برده به تصاحب درآورد. 

به طور کلی نباید فراموش کرد که هجرت شامل کافران نمی‌شود یعنی کفار نمی تواند وارد قلمرو اسلامی شوند، بلکه فقط کسانی را شامل می‌شود که خود مسلمان هستند اما در جایی زندگی می‌کنند که آنجا احکام اسلام حاکم نیست. ممکن است کشوری یا جامعه‌ای، ظاهراً تحت نام اسلام باشد اما در عداد دارالکفر باشد.این احتمال نیز وجود دارد که فقط در بخش کوچکی از یک کشور (مانند منطقه سوات در پاکستان) احکام اسلامی و شریعت جاری باشد؛ آن بخش کوچک که تحت قوانین شرعی اداره می‌شود، مستثنی از دارالکفر است اما توصیه اکید این است که مسلمانان ساکن این جوامع، هجرت کنند برای این که حشر و نشر طولانی با کفار، مؤمنان را مانند آنها می‌کند. 

حکم دوم: هجرت خاصه و هجرت عامه

مقصود ابوعبدالله مهاجر از هجرت خاصه، هجرت مهاجرانی است که به خواست پیامبر (ص) از مکه به سوی حبشه و مدینه رفتند. این مهاجرین را «المهاجرون الاولون» نیز خوانده‌اند و قرآن مجید در آیات متعدد و با عظمت ویژه‌ای از آنها یاد کرده و پاداش‌های ارزشمندی را به آنان وعده داده است که از جمله آن می‌توان به بخشودگی گناهان، رزق نیکو و کسب رضایت الهی اشاره کرد. 

اما هجرت عامه، به بعد از دوران پیامبر اسلام مربوط است. مهاجرت مسلمانان پاکستان از بریتانیا به قلمرو داعش یا مهاجرت مسلمانان چچنی از روسیه به رقه و موصل (در زمانی که در تصرف داعش بود) در شمول هجرت عامه است. در این چهارچوب، هر مسلمانی که تحت سیطره حاکم و حکومت کفر و شرک است، باید برای اقامه شریعت، روانه سرزمین اسلامی شود و گرنه ایمان و اعتقادش باطل است! از این رو، داعش معتقد است که حکم هجرت، همچنان استمرار دارد و مسلمین جهان باید همزیستی با کفار را ترک و زندگی راستین و طبق حکم خداوند را تجربه کنند. 

حکم سوم: وجوب دعوت دشمن به اسلام و سپس هجرت به سرزمین مهاجرین (قلمرو داعش)

ابوعبدالله مهاجر،حدیثی از مسلم نقل می‌کند که طبق آن، هرگاه مسلمانی با دشمن خود مواجه شد، در گام اول واجب است او را به اسلام دعوت کند. اگر دشمن احکام اسلام را قبول کرد و اسلام آورد، مسلمان باید اسلام آوردن او را بپذیرد و سپس او را فرابخواند به این که به سوی سرزمین مهاجرین مهاجرت کند (ادعهم الی التحول من دارهم الی دار المهاجرین). او روایات متواتری را نقل کرده است که همگی دعوت و دلالت به ایمان آوردن (به اسلام) و سپس هجرت (به قلمرو اسلامی) می‌کنند. 

حکم چهارم: اصلی‌ترین مشخصه دارالأسلام، اجرای شریعت است. 

به روایت ابن قیم، دارالأسلام، برخلاف برداشت متداول، همان جایی نیست که مسلمانان در آن سکونت دارند. هرجایی که احکام شریعت جاری نیست، دارالأسلام به شمار نمی‌آید. نمونه آن قبایل و طوایفی هستند  که در جوار مکه بودند اما ملتزم به احکام شریعت نبودند و تبعاً دارالکفر خوانده می‌شدند. طبق توضیح محدث و فقیه دیگری به نام الکاسانی، اگر در دارالکفر هم، احکام شریعت جاری شود می‌توان آن جا را دارالأسلام نامید و دارالأسلامی که در آن احکام شریعت تعطیل است، دارالکفر یا بلاد کفر است. ابن تیمیه هم در این خصوص بحث مفصلی کرده و تصریح نموده است که: اگر احکام شریعت اجرا نشود بدعت، کفر، زنادقه، نفاق، رد و فساد حاکم می‌شود و از دارالأسلام چیزی نمی‌ماند. در ادامه همین مبحث، ابوعبدالله مهاجر، روایتی از شیخ محمد بن ابراهیم آل شیخ نقل می‌کند: از شیخ سؤال شد که آیا هجرت از دارالأسلامی که در آن طبق «قانون» (نه شریعت) حکومت می‌شود واجب است؟ شیخ جواب داد: «البلاد الذی یحکم فیها بالقانون، لیست بلاد اسلام، تجب هجرت».

سخن آخر

بازتفسیر «هجرت» را می‌توان یکی از مهمترین وجوه احیاگری و سلف‌گرایی داعش قلمداد کرد. فقط داعش بود که  اصل هجرت  عامه را به مثابه راهی برای رهایی از ضعف و زوال ابداع کرد و هزاران نفر را از اقصی نقاط جهان جذب نمود. سازمان القاعده و عرب های افغان نیز، میزبان پیکارجویانی از ملل دیگر هم بودند، اما فرق فارق داعش از سازمان القاعده این بود که داعش مهاجرین را صرفاً برای مرگ و جهاد نمی‌خواند، بلکه آنها را دعوت به زندگی می‌کند. در شماره‌های گوناگون مجله دابق، مؤکداً تصریح شده است که این گروه به مهاجرین متخصص نیاز دارد. مهارت داعش این بود که ضعف و احتیاج خود را با تمسک به سنت نبوی و وقایع صدر اسلام، ترمیم و مرتفع نمود. به طور کلی، از اوج و افول مقوله هجرت در حیات سه ساله داعش، سه نکته می‌توان آموخت: 

- اتاق فکر و مراکز مطالعاتی – دانشگاهی در ایران، از توجه و تمرکز به «روندها و جریان‌های فکری» خاورمیانه غافل و قاصر بوده اند در حالی که اکثر وقایع امروز ریشه در باورهای و اندیشه ای دیروز دارند.

- داعش و گروه‌های مشابه آن، وعده‌های عقیدتی و دنیوی جذابی را ارائه می‌کنند و چنین دعوتی، برای افراد و گروه های مطرود در جامعه، وسوسه‌انگیز است. 

- داعش بر خلاف گروه های سلفی کلاسیک (که ایمان را مقدم بر جهاد می‌دانستند)، جهاد را بر ایمان مقدم می‌دارد و خواهان اقدام در هر جا و  به هر وسیله ممکن علیه دشمن است. این رویه داعش، تبهکاران را نیز شامل می شود.

نخستین بار است که یک گروه اسلام‌گرا، حتی تبهکاران را نیز دعوت به هجرت می‌کند. بر خلاف برداشت عموم که این نقشه داعش را خطرناک می‌شمارند، نگارنده معتقد است که چنین دعوتی از سوی داعش، نشانه زوال و به مثابه خودکشی آن گروه است.
 
Share/Save/Bookmark