تقریب به بهانه سالروز شهادت استاد شهید مرتضی مطهری بررسی میکند؛
گزارش| وحدت امت در گفتمان «شهید مطهری»/ تاثیر انديشههای شهید مطهری در بيداری اسلامی
آيت الله مطهري يكي از چهره هاي برجسته تاريخ معاصر است،كه در تبيين انديشه هاي سياسي معمار بزرگ انقلاب اسلامي حضرت امام خميني(ره) قبل و بعد از انقلاب نقش بسزايي ايفا كرد.
اشتراک گذاری :
حوزه اندیشه-خبرگزاری تقریب، فاطمه جباری: شهيد آيتالله مرتضي مطهري از جمله شخصيتهاي مهم و تاثيرگذار در پيروزي انقلاب اسلامي ايران،است. وي در زمره شاگردان برجسته امام خميني(ره) قرار داشت. خطيبي توانا، نويسنده اي متبحر و روحانياي روشنگر بود.
از اوايل سال 1342 (1963م) فعاليتهاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اسلامي شهيد مطهري ابعاد گستردهتري يافت؛ مقالات،سخنرانيها و كتابهاي شهيد مطهري در اين زمان، نقش با اهميتي در بيداري مردم ايران عليه جنايات رژيم پهلوي داشت.
در سال 1345 شهيد مطهري فعاليتهاي خود را در حسينيه ارشاد متمركز كرد، جايي كه روشنفكران و دانشگاهيان در آن تجمع مي كردند؛ وي طي سخنرانيهاي خود در حسينيه ارشاد سعي کرد كه افكار و انديشه ها را متوجه حقيقت اسلام كند و بدعتها و خرافه ها را از چهره اسلام بزدايد. اوايل دهه 1350را مي توان سالهاي مبارزه شهيد مطهري عليه افكار و انديشه هاي التقاطي دانست. ايشان در مورد خطري كه متوجه روشنفكران و انديشمندان بود، روشنگري كرد و با اشتباهات و انحرافات غربگرايان به مقابله برخاست.
آيت الله مطهري يكي از چهره هاي برجسته تاريخ معاصر است كه در تبيين انديشه هاي سياسي معمار بزرگ انقلاب اسلامي حضرت امام خميني(ره) قبل و بعد از انقلاب نقش بسزايي ايفا كرد و با درك عميق و استدلالهاي آموزش هاي ديني، پاسخگوي نيازهاي فرهنگي، اعتقادي زمان خود بود.
شهيد مطهري به دليل حضور در دانشگاه و مدارس علوم ديني، پلي بود ميان دو قشري كه سالها از هم جدا نگه داشته شده بودند. طلاب و دانشجويان در وجود شهيد مطهري نقطه ارتباط و اتصال خود را ديدند و به هم نزديك شدند. قشر دانشگاهي در وجود مطهري، چهره اسلام شناسي متعهد و قابل اعتماد را مشاهده كرد. تلاش فكري شهيد مطهري در جذب جوانان به اسلام، نقش بسزايي داشت. احياي تفكر ديني توسط شهيد مطهري و گرايش جوانان بويژه دانشجويان به اسلام، زمينه هاي مناسبي براي پيوند حوزه و دانشگاه پديد آورد.
شاخص هاي فكري شهيد مطهري(ره)
شهيد آيت الله مطهري با درك ريشه هاي نفوذ غرب به نقد انديشه فلسفي غرب پرداخت و با نثار خون پاك خود از چهره كفرآلود انديشه غرب رخ برگرفت و نفاق جريان روشنفكري در داخل كه به مونتاژ انديشه غربي با انديشه مذهبي دست يازيده بودند را فاش ساخت.
بي شك انديشه هاي زلال نشأت گرفته از مباني ديني شهيد مطهري نقشي بسزا در بيداري اسلامي و خيزشهاي ديني ملتهاي مظلوم منطقه خاورميانه دارد.
مطهري ايدئولوگ انقلاب
شهيد مطهري اعتقاد داشت كه "عمل سياسي " بدون پشتوانه "ايدئولوژيك " نتيجه مطلوب نخواهد بخشيد و از اين رو به موازات همكاري در فعاليت هاي مخفي سياسي، با سخنراني هاي پرمحتواي خود به روشنگري نسل جوان پرداخت و با آثار علمي، فلسفي، اجتماعي خود در تداوم و تكامل اين روشنگري كوشيد.
از ويژگيهاي بارز استاد اهميت به انديشه و تفكر بود. او يك متفكر واقعي بود و از هر موقعيتي براي نشر انديشه استفاده مي كرد. ايشان معتقد بود "خود بزرگ نشان دادن " هنر نيست، نشر "هدف " مهم است چه در لباس داستان راستان و چه در پوشش اصول فلسفه و روش رئاليسم.
شهيد مطهري به عنوان يك انديشمند پرمايه در واقع ايدئولوگ انقلاب اسلامي، پس از حضرت امام(ره) بود و نقش سازنده ايشان از دوران مهاجرت به تهران و نشر انديشه و فرهنگ اسلامي در دانشگاه و مسجد و حسينيه آغاز و زمينه ساز پيروزي حركت اسلامي ايران بود. ايشان پلي بين دانشگاه ها و فيضيه و وسيله اي براي جلوگيري از انحراف و حفظ عقايد خالص اسلامي در جامعه بود. او اول جهان را شناخته بود و براساس جهان شناسي خود، ايدئولوژي اش را انتخاب و براساس آن ايدئولوژي، خط مشي اجتماعي اش را تنظيم كرده بود.
استاد نمونه
شهيد مرتضي مطهري الگو و اسوه اي كامل براي معلمان است، بنابراين جامعه امروز نيازمند استادان متعهد، متخصص و مومن است تا جويبار تعليم و تربيت همواره جاري باشد.
وصف استاد شهيد مطهري در كلام نمي گنجد و حكمت مطهر او و آثار مكتوب و پربارش چنان با عمق انديشه هاي ايرانيان در آميخته كه هرگز گسستني نيست ".
مجاهدت و تلاش بي نظير شهيد مطهري در فراگيري علوم مختلف، بسيار بود: اين متفكر انديشمند با نقش بي بديل خود در انتقال مفاهيم و آموزه هاي ديني به دانشگاه، حلقه اتصال بين حوزه و دانشگاه را ايجاد كرد و به همين دليل روز معلم به نام متفكر و انديشمند بزرگ اسلام شهيد مطهري نامگذاري شده است.
تعليم و تربيت در دين مبين اسلام جايگاه والايي دارد، شهید مطهري، قرآن قلم را به عنوان نماد تعليم و تربيت مورد خطاب قرار داده و انسان ها را به تجهيز علم و دانش به منظور درك و فهم بيشتر سفارش كرده است.
او براي همه اعصار و قرون يك الگوي زنده و شايسته است: آن شهيد والامقام توانست در دوران حيات خود چنان باور و اعتقادي را در جامعه به وجود آورد كه به جرات مي توان گفت هم در بعد اخلاقي و هم از جنبه شخصيتي الگويي بي نظير است.
نياز جوانان امروز تقويت مباني فكري و اعتقادي است
آثار به جاي مانده از اين شهيد گرانقدر گنجينه بي نظيري است كه ميتواند روح تشنه و جوياي آگاهي جوانان امروز را به خوبي سيراب كند و چارچوب هاي فكري آنان را به خوبي و با استحكام بي بديل سامان دهد.
استاد مطهري به عنوان يك اسلام شناس برجسته با ابعاد مختلف اسلام از منظر فقهي و حقوقي، كلامي و فلسفي، عرفاني و اخلاقي و تفسيري و تاريخي آشنا بود؛وي تلاش كرد كه آموخته هاي عميق حوزوي اش را با توجه به نيازهاي روزگار خود و با زباني كه براي مخاطبان قابل فهم و درك باشد، عرضه كند. اين ويژگي باعث شد كه برخي افراد ظاهربين و سطحي نگر به عمق انديشه و دانش وي توجه نكرده و سادگي بيان شهيد مطهري را به معناي سطحي بودن مطالب وي بپندارند.
كلمات شهيد مطهري را دقيق و حساب شده و برخاسته از مبادي اصيل و مباني عميق دانست و گفت: مطالب شهيد مطهري به گونه اي است كه هم براي افراد عادي مفيد است و هم به متخصصان علوم اسلامي نفع مي رساند.
از آنجايي كه او، ناظر به نيازهاي روزگار خود مطالب را بيان كرده است، برخي از آن مطالب با توجه به شرايط و چالش هاي آن دوران بيان شده است. به عنوان مثال، در آن دوران، انديشه هاي الحادي ماركسيستي رواج داشته و باعث شده كه شهيد مطهري به مباحث مربوط به ماركسيسم توجه خاصي داشته باشد.
بيانات شهيد مطهري در ساحت معرفي اسلام و انديشه هاي اسلامي را مختص به زمان و مكان خاصي نيست
بسياري از منقولات استاد مطهري كه در نقد و بررسي انديشه هاي الحادي و مخالف اسلام در آن زمان بيان شده، قابل تسري و سرايت در زمان هاي ديگر است و پاسخ مناسبي براي انديشه هاي معاند با اسلام است.
آن شهيد در عين حال كه از مقام علمي بالايي برخوردار بودند، ولي در مقابل عرفا و سالكان الي الله بسيار متواضع بودند و ايشان در عين جامعيتي كه در فكر، اخلاق، فقه و سياست داشتند اهل مناظره، بيان و قلم بودند و ايشان شخصيتي بودند كه نسبت به جبهههاي مختلف سلاح مطابق به آن را اتخاذ كرده و در آن جبهه وارد گرديده و موفق بيرون مي آمدند.
به تعبير شهيد مطهري قوانين اسلامي به اصطلاح امروز در عين اين كه آسماني است، زميني است يعني براساس مصالح و مفاسد موجود در زندگي بشر است به اين معنا كه جنبه مرموز و صددرصد مشخص و رمزي ندارد كه بگويد حكم خدا به اين حرف ها بستگي ندارد و خدا قانوني وضع كرده و خودش از رمزش آگاه است؛افكار شهيد مطهري در بحث توسعه را مجموعه سازمندي در پيشرفت و شكوفايي كشور است.
شهيد مطهري در دوره افول ارزش ها، نسبت به رواج بي ارزشها هشدار داده و به زنده كردن ارزش هاي اسلامي همت گمارده است، توسعه بومي و مهندسي فرهنگي را بايد از جمله مواردي دانست كه براي تحقق آن نيازمند بسط افكار شهيد مطهري هستيم.
شخصيت شهيد مطهري شخصيتي جامع الاطراف است و مرزهاي زمان ومكان را پشت سر گذاشته و جاويد شده است. انديشه شهيد مطهري متعلق به يك دوره نيست.
وی جزو معدود شخصيت هايي است كه درباره موضوعات مختلف مورد نياز جامعه تحقيق و تدبر كرد. جزو انديشمنداني است كه تمام نيازها، مخاطرات و گله هاي انساني را در مسير كمال شناخت و براي همه آن ها نسخه هاي تعالي بخش ارايه كرد.
در اين حال در عصر حاضر رواج عرفان هاي كاذب و نوظهور، ضرورت آگاهي بخشي به جوانان در مواجهه با عرفان هاي غيراسلامي را مي طلبد: عرفان عملي - يعني رابطه انسان با خدا - همواره و حتي پيش از اسلام هم وجود داشته است و مراد ما از عرفان در اين گفت وگو "عرفان نظري " است. هنگامي كه سخن ازعرفان هاي نوظهور و كاذب مطرح مي شود، مراد نوعي از عرفان است كه وجه ديني، يعني نوع نگاه به خدا در آن جايي ندارد.
اقتصاد اسلامي از ديدگاه شهيد مطهري
نامگذاري سال 1390 از طرف مقام معظم رهبري با عنوان جهاد اقتصادي و بحث تدوين الگوي اسلامي ايراني پيشرفت از مهمترين اسناد "بالادستي " و "دراز مدت كشور " است كه پس از تدوين و نهايي شدن بر بسياري از تصميمات كلان كشور حاكي خواهد بود. به همين سبب بايد در تدوين آن "قانون اساسي " و ديدگاههاي "امام خميني (ره) " و "مقام معظم رهبري " ملاك و شاخص اصلي قرار گيرد اقتصاد اسلامي به عنوان يكي از اساسي ترين اصول مديريت در جامعه اسلامي مورد تأكيد و بررسي بسياري از كارشناسان و صاحب نظران اين عرصه است.
متفكر شهيد مطهري در زمينه اقتصاد اسلامي نيز سال ها مشغول مطالعه و تحقيق بوده است . ايشان با وجود آنكه در زمينه علوم اسلامي خود فقيهي عاليقدر بود ولي اين را كافي ندانست و چندين سال در معيت استاد فن به مطالعه اقتصاد غربي پرداخت و مطالعاتي وسيع و عميق در اقتصاد غرب و به ويژه درباره ماركسيسم انجام داد.
حاصل اين مطالعات صدها ساعت نوار و بحث و درس و نوشته هاي فراواني است كه به همت شاگردان آن مرحوم امروز با كمترين تغيير در اختيار ماست. اما چرا از آثار به جاي مانده استفاده مطلوب نمي شود و حتي اگر نقدي بر اين آثار داريم در جو سالم بيان نمي شود؟
ولايت پذيري مطهري
شهيد مطهري از بنيانگذاران انقلاب اسلامي و از حاميان سرسخت ولايت فقيه بود و با طرح بحث هاي جهان بيني خود، اسلام شناسان مايه گرفته از غرب را زير سؤال برد و مدعيان مبارزه و انقلاب كه اسلام را ملعبه مقاصد شوم خود قرار داده بودند بسيار عالمانه و دقيق به انزوا كشاند.
به همين جهت كور دلاني كه تحمل تابش نور آفتاب را نداشتند و كژ انديشاني كه مقتضاي طبيعت نفاقشان زهر افشاني به سوي مردان خداست در كمتر از سه ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، شب هنگام مغز متفكر استادي بزرگ، مصلحي دلسوز، عارفي زنده دل، بيدارگري روشن ضمير و مريدي با بصيرت نسبت به ولايت را نشانه گرفتند، بلكه صداي روح بخشش را خاموش كنند و گام هاي پربركت و با صلابتش را از حركت بازدارند غافل از آن كه "يريدون ليطفووا نورالله بافوا ههم و الله متم نوره ولو كره الكافرون ".
مطهري مبلغ بيداري اسلامي
شهید مطهري فردي بود كه در دهه هايي جلوتر، عالم به حركت درآمده را مي ديد لذا توجهي كه به شخصيت مصلح و بيدارگر اسلامي يعني؛ سيدجمال الدين اسدآبادي داشت كه به همين منظور نيز كتاب "نهضت هاي صدساله " را به نگارش درآورد و عنايتي كه تأثير نگاه ديني و عناويني كه به بيدار كردن جوامع و نخبگان جامعه مبتني بر نگاه ديني و هويت ملي داشت پيش روي ماست و اين ما هستيم كه بايد آنها را شناخته، در گفت وگو و تعامل با هم آن را بازشناسي و در صحنه عمل اين اداي دين را محقق كنيم.
شهيد آيت الله مرتضي مطهري سرانجام به دست جاهل ترين و جنايتكارترين دشمنان اسلامي و انقلاب يعني گروهك "فرقان " در ساعت 22:30شب يازدهم ارديبهشت 1358 در يك جنايت هولناك تروريستي به شهادت رسيد.
احیاگری با تقریب
بنیان جستار حاضر بر این اندیشه استوار است که احیاگران اندیشه اسلامی، از جمله استاد شهید مرتضی مطهری، هیچ گاه فارغ از دغدغه دعوت به وحدت مسلمانان نبوده اند و اصولاً نشانه پویایی و زنده بودن یک جامعه، پیوند ارگانیک اجزای آن با یکدیگر و هماهنگی آن ها در عمل است.
گفتمان احیاگرانه، فراتر از چارچوب مذهبی و برتر از گفتمان فرقه ای است. دکتر آذر شب که خود از کوشندگان راه تقریب است، دو موضوع مهم و کلیدی: «عرضه اسلام به زبان روز» و نیز «وحدت امت در گفتمان شهید مطهری» را در چند محور به بحث و بررسی نشسته است.
«استاد مرتضی مطهری» وظیفه خود را ارائه و عرضه اسلام به زبان زمانه میدانست؛ به عبارت دیگر او، اصالت و همراهی با زمانه را با هم جمع کرد.
چه بدون چنین جمعی، گرایش فکری در جامعه اسلامی به یکی از دو راه می انجامید: انزوا، عقب ماندگی و دوری از روح زمانه یا تحریف اسلام به نام پیشرو بودن و پروتستانیسم.
«استاد شهید» در هشدار به پیشگامان نهضت اسلامی به همین نکته اشاره دارد و میگوید: «من به عنوان فردی که احساس مسئولیت الهی می کند، به رهبران بزرگوار نهضت اسلامی هشدار میدهم و حجت را میان خود و پروردگار جهانیان تمام میکنم و به ایشان میگویم: «گسترش اندیشه های غربی و التقاط آن ها به نام اندیشه اسلامی و اعطای انگ و رنگ اسلامی به آنها اعم از این که با سوء نیت یا بدون سوء نیت صورت گرفته باشد- خطری است که کیان اسلام را تهدید میکند.
وحدت امت در گفتمان «شهید مطهری»
مسئله (تقریب) مذاهب اسلامی و وحدت امت، گستره بزرگی از فعالیت های فکری، تبلیغی و علمی «شهید مطهری» را در بر میگیرد. این پدیده در شخصیتی که احیای امت را وجهه همت خود قرار داده، کاملاً طبیعی است.
نگاه کوتاهی به مهمترین محورهای گفتمان «شهید مطهری» در این عرصه میافکنیم:
محور نخست-توجه به گفتمان وحدت در قرآن کریم:
ایشان در سخنان و نوشته های خود، آیاتی از کتاب خدا در تأکید بر وحدت صف اسلامی را تکرار میکند، از جمله این آیه «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ» (آل عمران- 103) (و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپراکنید.)
آیه «وَلاَ تَکُونُواْ کَالَّذِینَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَأُوْلَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ» (آل عمران- 105) (و مانند کسانی نباشید که پراکندند و پس از آنکه گواه ها برای آنان آمد، اختلاف کردند و آنان را عذابی سترگ خواهد بود.)
آیه «وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ» (سوره انفال- 46) (... و در نیفتید که سست شوید (بترسید) و شکوهتان از میان برود.) و آیه «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» (سوره حجرات- 10) (جز این نیست که مومنان، برادرند...) و آیه «وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا» (سوره حجرات- 9) (و اگر دو دسته از مومنان جنگ کنند...)
و از آیه کریمه «وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ» (سوره آل عمران- 104) (و باید از میان شما گروهی باشند که مردم را به نیکی فرا میخوانند و ...) یاد میکند و بر آن است که دعوت و فراخوانی در این آیه، به مطلق نیکی (خیر) است و مهمترین خیر نیز، فراخواندن به وحدت اسلامی است.[2]
محور دوم- بیان سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام در پاسداری از وحدت امت؛
در مورد سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، اهتمام آن حضرت به عقد برادری میان مهاجرین و انصار را ذکر میکند که تا مدت ها، (این برادران) از یکدیگر ارث هم میبردند. آن گاه به سخن در سیره و زندگی امیرالمؤمنین علی علیه السلام در همین چارچوب میپردازد، و همواره بر آن بود که به این مخاطبان بگوید: «اگر واقعاً شیعه علی هستید، باید بیش از دیگران به وحدت امت توجه داشته باشید و بدین ترتیب به آن گروه از کسانی پاسخ میدهد که از ولایت اهل بیت، خاستگاهی برای تفرقه میان مسلمانان ساخته اند.
در سیره حضرت علی علیه السلام، مواضع آن حضرت نسبت به خلفا در حفظ وحدت امت و نیز همکاری خالصانه با ایشان در راستای صیانت اسلام و جامعه اسلامی را خاطر نشان میسازد، از جمله توصیه ایشان به خلیفه دوم که در فتح ایران با لشکریان همراه نگردد تا مبادا کشته شدنش، دشمن را گستاخ و روحیه ارتش آن ها او را بالا ببرد. همچنان که به موضع ابوسفیان که علی علیه السلام را تشویق به قیام علیه ابوبکر میکرد و چنین وانمود میساخت که او به حقانیت علی در خلافت ایمان دارد و نیز موضع علی علیه السلام در نفی قاطع این حرکت و تاکید آن حضرت بر توجه و اهتمام به سلامت اسلام، اشاره میکند.
ایشان در کتاب «سیری در نهج البلاغه»، بر موضوع «حضرت علی علیه السلام نسبت به وحدت امت و فداکاری هایی که در این راه به عمل آورد، تاکید میکند.
«علی، فدای وحدت اسلامی شد؛ چه کسی به اندازه علی برای وحدت، حرمت و پایبندی به خرج داد؟ دیگران اهل فصل بودند و او اهل وصل. متأسفانه میبینیم که امروز کسی بالای منبر میرود و میگوید: «بحمدالله از آغاز زندگی، همواره مخالف وحدت اسلامی بوده ام.» خدا امثال تو را نیافریند مرد! مگر نشنیده ای آیه قرآن را ...»[4] و در ادامه آیاتی را که به وحدت فرا میخوانند و از اختلاف نهی میکنند، یادآوری میکند.
محور سوم-محور بیان چند و چون دعوت اسلامی است که «استاد شهید مرتضی مطهری»
به دلیل گفتمان ملی و فرقه ای که در آن زمان رایج و متداول بود، در نوشته ها و سخنرانی های خویش بر آن تاکید میکند و در سخن از جهان شمولی اسلام، درنگ میکند و مواضع قرآن و سیره نبوی را نسبت به چارچوب های ملی و طایفه ای و هر چارچوب دیگری که میان مسلمانان جدایی افکند، مطرح میسازد و گفتمان غربی خطاب به ایرانیان در مورد اسلام را که مدعی است اسلام برای ایرانیان بیگانه است و به لحاظ ملی یا زبانی و فرهنگی پیوندی با آن ها ندارد، مطرح میکند و در بسیاری از کتاب های خود به آن پاسخ میدهد و بر جهان شمولی فراخوان اسلام و بنیادهای انسانی آن تاکید کرده و یادآور میشود که آیا میشود مسیحیتی نشئت یافته، با غریبان بیگانه دانست؟!
آن گاه با بهرهگیری از آیات قرآنی و سنت شریف نبوی، بنیادهایی را که اسلام در ارزیابی انسان بر آن ها استوار گشته، مطرح میکند: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» (سوره حجرات- 13) (... بی گمان گرامیترین شما نزد خداوند، پرهیزکارترین شماست.)، «ای گروه قریش! حسب و نسب آدمی دین و مروت وی، اخلاق و ریشه و اصل وی، عقل اوست و بدانید که عربی، زبانی گویاست ولی پدر [یا اعتبار] کسی به شمار نمیآید و هر کس در عملش کوتاهی کرد، حسب و نسب، به کارش نمیآید.»[5]
محور چهارم-حج و وحدت مسلمانان:
«استاد شهید مرتضی مطهری»، یک کتاب خود را به سخن درباره حج اختصاص داد که همه آن درباره نقش حج در تثبیت وحدت مسلمانان و مفاهیم نهفته در مناسک حج از جمله وحدت صف مسلمانان، تحکیم همدلی ها و از میان برداشتن تفاوت های قومی، مذهبی و طبقاتی است. او بر آن است که اقتضای سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله ایجاب میکند همه چیز در حج در خدمت به وحدت مسلمانان و احساس برادری آنان قرار گیرد؛ چه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از این فرصت برای اعلام این شعار بهرهگیری کرد: «ای مردم، پروردگار شما یکی و پدر شما یکی است و همگی از آن آدم و آدم نیز از جنس خاک است؛ گرامیترین شما نزد خداوند، پرهیزکارترین شماست و هیچ عربی بر غیر عرب برتری ندارد مگر به تقوا.» (« تحف العقول»- 34)
و از علی علیه السلام سخنی درباره حج را مطرح میسازد: «خداوند سبحان، آن را نشانهای (علم) برای اسلام قرار داد.) (نهج البلاغه- خطبه اول)
و «عَلَم» را پرچمی معنا میکند که مدافعان مجموعه امت به گرد آن جمع میشوند و سمبل زندگی جمعی و بقا و قدرت و مقاومت آن [در برابر دشمنان و موانع وحدت] است و اگر این پرچم بر زمین افتد، نشانه سقوط و فروپاشی است.
از امام جعفر صادق علیه السلام این سخن را درباره حج نقل میکند که فرمود: «در حج، اجتماعی قرار دارد که از شرق و غرب بدان روی میآورند تا با همدیگر آشنایی پیدا کنند.» و به توضیح مناسک حج- یک به یک میپردازی و یادآور میشود که همه این مناسک، دارای معنایی در راستای تحکیم مفهوم جماعت و امت واحد در اسلام، میباشند.»[6]
محور پنجم-نفی مقوله «یا همه آنچه را دارم میپذیری یا همه را رد میکنی»
این عبارت «استاد شهید مرتضی مطهری» در واقع بیان دیگر مقوله «در موارد اتفاقی، همکاری میکنیم و در آنچه اختلاف داریم یکدیگر را معذور میداریم» است.
او به نقل نظر مخالفان وحدت اسلامی میپردازد و میگوید وحدت به معنای کوتاه آمدن از باورهاست؛ آن ها توحید مذاهب (یکی ساختن مذاهب) و وحدت امت در چارچوب اسلامی را با هم در میآمیزند و توضیح میدهد که وحدت به معنای همکاری در گسترهٔ مشترکات- که خیلی هم زیاد هستند و حفظ دیدگاه های خاص هر مذهب برای خویش است و مثالهایی از زندگی «حضرت علی» و اهل بیت علیهم السلام میآورد که آن ها دیدگاههای ویژه خود را داشتند ولی این امر مانع از آن نبود که بگویند «به خدا سوگند مادام که امور مسلمانان به سامان باشد و ستمی جز بر خود من نباشد، تسلیم خواهم بود» (نهج البلاغه/ 74) و نیز این گفته مولای متقیان علی علیه السلام را نقل میکند که فرمود: «هر کس که یکی از خویهای نیک در وی ریشه داشته باشد، او را بدان گیرم و هر آنچه جز آن را، بر وی میبخشایم ولی نداشتن عقل و دین را نمیبخشم.»
«استاد شهید مرتضی مطهری» سعی کرد در برنامه فکری خود، ایده وحدت جان های انسانی- الهی را تثبیت نماید و همواره از تبدیل «من» به «ما» گفت و بر آن بود که این تبدیل، یکی از اهداف مصلحان بزرگ تاریخ بوده است. او در دریای تاریخ و ادبیات به جست و جو میپردازد تا آنچه در تأیید سخنان خود مییابد، استخراج و چاشنی سخنان و نوشته هایش کند تا بر جان ها مؤثرتر افتد.
محور ششم- عواطف انسانی و وحدت:
«استاد شهید مرتضی مطهری» بر آن است که انسان ذاتاً گرایش به فردیت خود دارد و این گرایش معمولاً با گرایش های فردی دیگران برخورد میکند و به نزاع افراد با یکدیگر می انجامد گو اینکه عوامل دیگری وجود دارد که به این درگیری و نزاع خاتمه میبخشند؛ این عوامل یا «مصلحتی» هستند یا «مکتبی».
عوامل مصلحتی، گروه های همکار را در یک تعاونی و یا شرکت تجاری یا اقتصادی، گرد هم میآورد که هر یک از این شرکاء مصلحت خود را در پیوند با مصلحت دیگر شرکا میبیند، بنابراین، در چارچوب تحقق این مصلحت، با یکدیگر همکاری میکند؛ میتوان چنین همکاری را تعاون و نه «همیاری و همدلی» نامید.
همدلی و همیاری در صورتی است که مردم بر اساس رسالتی از جمله مصلحت ملی یا قومی، گرد هم آیند گو این که در تاریخ جز برنامه دینی، برنامه مصلحتی- رسالتی دیگری افراد را به یکدیگر نزدیک و همدل و همیار نساخته است.
آنگاه «استاد شهید مرتضی مطهری» مثال هایی از همدلی و همیاری مسلمانان در سایه رسالت اسلام، در دوران نخست آن را یادآور میشود و متونی از سیره صحابه و از سیره امام علی علیه السلام نقل میکند که گویای توانایی دین در اعتلای هم و غم مردم در حد هم و غم یک امت است.
محور هفتم-وحدت و زندگی:
در این محور «استاد شهید مرتضی مطهری» برداشت تمدنی از وحدت را مطرح میسازد و بر آنست که مأموریت یا رسالت اسلام، احیاگری (زندگی بخشی) است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ و للرسول إِذَا دَعَاکُم لِمَا یُحْیِیکُمْ» (سوره انفال- 24) (ای مؤمنان، (ندای) خداوند و پیامبر را هرگاه شما را به چیزی فراخوانند که به شما زندگی میبخشد، اجابت کنید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی میشود...)
«آیت الله شهید مرتضی مطهری» در کتاب احیای تفکر اسلامی میگوید: «یکی از نشانه های زندگی و پویایی در جامعه، وجود همبستگی و همدلی میان افراد آنست؛ ویژگی های مرگ و ایستایی ، پراکندگی و تفرقه و جدایی اعضا و اندام ها از یکدیگر و خاصیت زندگی در جامعه، همبستگی و اتحاد میان اغلب اعضا و اندام های آن است.
آیا امروزه جامعه اسلامی، جامعه زنده ای است یا جامعه مرده؟ با توجه به درگیری هایی که مشاهده میکنیم و جنگ ها و نزاع های داخلی که مشغول آنند و فرصت هایی که برای دشمنان خود در تسلط بر مقدرات و سرنوشت خود فراهم میکنند، میتوان گفت که جامعه مرده ای است!!»[8]
محور هشتم-عشق و وحدت:
عشق، صرف نظر از اینکه غریزی باشد یا روحی و روانی، آدمی را از حصار خویش بیرون میبرد؛ ذات خویش، زندان و حصار آدمی است و عشق به دیگری، این حصار را فرو می ریزد؛ انسان منزوی در خود و فرو رفته در خویشتن، احساسات دوستی و عشق نسبت به دیگری ندارد؛ انسان بزدل و متکبر و خودخواه و مغرور و سنگدلی است که در روحش کمتر نور امیدی یافت میشود و هرگاه عشق وارد آن گردد، جوهر انسان را دگرگون میسازد و او را عنصر نازک دل، تیزبین و هوشیار و پر جنب و جوشی میسازد.
مثال هایی از همدلی و همیاری مسلمانان در سایه رسالت اسلام، در دوران نخست آن را یادآور میشود و متونی از سیره صحابه و از سیره «امام علی» علیه السلام نقل میکند که گویای توانایی دین در اعتلای هم و غم مردم در حد یک امت است.
محور نهم-عدل و احسان و وحدت:
«استاد شهید» در این آیه قرآنی به تأمل مینشیند: «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِیتَاء ذِی الْقُرْبَی وَیَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ وَالْبَغْیِ» (سوره نحل- 90) (به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حق) خویشاوند، فرمان میدهد و از کارهای زشت و ناپسند و افزون جویی باز میدارد...) و افراد بشر به لحاظ عواطف اجتماعی، دارای سه حالتند: «عدل»، «احساس» و «بیانصافی و ستمگری».
با «عدل»، مردم بر اساس حفظ حقوق یکدیگر با هم برخورد میکنند؛ پاسدار حقوق خویش هستند و به حقوق دیگران نیز تجاوز نمیکنند؛ با «احساس»، مردم بر اساس ایثار و فداکاری برخورد میکنند و به خاطر دیگران، از حقوق خویش صرف نظر میکنند و از اموال و موقعیت و آسایش خود برای یاری رساندن به نیازمندان، هزینه میکنند.
ولی بدون عدل و احسان، چیزی جز »ستمگری و بیانصافی» نخواهد بود. ستمگری یا تعبیر قرآنی آن «بغی»، آن است که انسان به حقوق دیگران تجاوز کند.
«استاد مطهری» میگوید: اگر نگاهی به جوامع اسلامی خویش اندازیم، میبینیم نحوه برخوردهای رایج؛ بر اساس «بغی» یعنی بیانصافی و ستمگری است. جوامع ما سرشار از آزار و اذیت دیگران است، گویی گرفتار سادیسم هستیم!
سخن شایعی است که گفته میشود غربی ها عقل و منطق دارند و ما شرقی ها عاطفی هستیم، هرگز! اگر از عاطفه اجتماعی برخوردار بودیم، این روابط خفقانآور و این خودخواهی ها و خودپرستی مزمن در ما وجود نداشت؛ به یکدیگر دروغ میگوییم و گاه تظاهر به سخاوتمندی میکنیم و ضیافت میدهیم ولی از ستم کردن به کسانی که تحت تکفل ما هستند یعنی به همسر و کودکان و خدمتکاران خود، ابایی نداریم.»[11]
این شدت لحن، نشان از آن دارد که «استاد شهید» از دوگانگی های شخصیت [افراد] در جامعه و نمونه های فراموشی اهداف انسانی که انسان به خاطر آن ها آفریده شده است، به شدت ناخرسندی و در رنج بود.